X
تبلیغات
من یک چپ دستم


من یک چپ دستم

.....بگذارچپ دست بودن افتخار تو باشد

کامپیوتر چیز بسیار خوبی میباشد و برای ما خیلی لازم داریم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای 12 در کارنامه ام یک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم یک موس خریده و قول داده ماه به ماه سیستم را آپدیت کند !پدرم کامپیوتر خیلی میفهمد و حتی توانسته یک بار در اینترنت وارد شود! مادرم در برخورد با کامپیوتر خیلی شاسكول میباشد و روزی دوبار موس من را با جارو و بیل میزند ! حتی تازگیا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همین علت انگشت شست هردو پای پدرم قطع شده میباشد !
پدرم شب ها به کافی شاپ میرود و چت میکند‌ ! مادرم و پدرم همیشه در حال چک و لگد میباشند و مادرم به پدرم میگوید تو مگه خودت خواهر و مادر نداری که میری با دخترای خارجکی چت میکنی ! من هم در این مواقع حرف نمیزنم چون میدانم مادرم به من میگوید : کپو اوغلو ! بیشین مشقاتو بینویس ! پدر من تازگیها در اورکات میباشد و من میدانم که اورکات خیلی بد میباشد و شنیده ام که خیلی دختر دارد و خیلی بد حجاب میباشند !

پدرم چند روزی است که موس من را قایم کرده و میگوید مزاحم درس خواندن من میباشد‌ ! خواهرم خیلی وقت است شوهر کرده است و الان هم خیلی بچه دارند !

من گاهی وقت ها به خانه آنها میروم و از آنجا کانتکت میکنم و با یک آیدی دخترانه با پدرم چت میکنم و لاو میترکانم ! پدرم خیلی دوروغ میگوید و در کامپیوتر میگوید بچه جردن بوده است و یک روز صبح بلند شده است و دیده در جوق دروازه دولاب است او میگوید آب زده ما رو آورده پایین ! کامپیوتر بسیار مفید میباشد و من آن را خیلی دوست دارم.

و این بود انشای من.

شنبه 14 خرداد1390 5:21 PM | چپ دست|
جاهاي خالي را با اعداد مناسب پر كنيد:
10, 20, ..., 15, 1000, ..., 16

ღ♥ღ
عجله نكنيد! كمي فكر كنيد، سوال زياد مشكلي نيست ولي اگر قادر به حل اين سوال باشيد نشان فعاليت خوب سمت راست مغز شماست.

پاسخ تست:

10, 20, 3, 15, 1000, 60, 16

ده، بيس، سه، پونزه، هزار  و شصت و شونزه
هر كي مي گه شونزه نيس، هفده، هجده، نوزده، بيس

یکشنبه 1 خرداد1390 4:1 PM | چپ دست|
پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر ,رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد.

به گزارش بانکی دات آی آر این پدیده اجتماعی مذموم که بیشتر در ادارات مرسوم است در سایر ارگان های اجتماعی هم مرسوم بوده و بر روابط افراد اثر گذار است.

زیر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی ,کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد.

بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته ,روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد.بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد.

انواع زیر آب زنی:

1. ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد

این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند.




2. ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد

در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد.




3. ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد

زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتار های کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید.





راهکارها:

1. در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید. در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود.

2. در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست.
با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید. بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید.

3. زیر آبزنانی که از روش سوم یعنی ترکیب واقعیت و دروغ استفاده می کنند به شدت حرفه ای بوده و معمولا در شرایطی دست به کار می شوند که قصد نابودی شما را دارند و به فکر تصاحب موقعیت شغل و اجتماعی شما هستند.
در برخورد با این افراد با ید دقت بسیار زیادی بکار ببرید همچنین با استفاده از دروغ هایی که در خصوص شما گفته اند بکوشید خود را از اتهامات مبرا کنید.

بدترین شرایط زیر آب زنی این است که فرد مذکور به صورت ناشناس زیرآب زنی کرده باشد و شما از هویت او مطلع نباشید.

بحثی که در این خصوص بسیار مهم است آنست که مدیران باید نهایت دقت خود را بکارببرند که در دام زیر آب زنان گرفتار نشوند ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از مصادیق چنین مواردی است که متاسفانه بعضا عاقل هم نیست!

سازمان ها و محیط های اجتماعی که نسبت به بهداشت روانی در محیط کار بها می دهند و بر پایه اصول مدیریتی صحیحی بنا می شوند کمتر با این پدیده مذموم اجتماعی دست به گریبان خواهند بود.

معمولا در هر سازمانی افرادی هستند که سبب توانایی هاشان مورد حسادت سایرین قرار می گیرند اما اگر افراد حسود سلطه جو هم باشند مشکل زیر آب زنی بروز خواهد کرد.

امروزه رشته ای با عنوان روانشناسی صنعتی یا روانشاسی صنعت و مدیریت وجود دارد که متخصصان این رشته چنین افرادی را شناسایی می کنند و به صورت مشاوره ای و بهداشت روانی به آنها کمک می کنند. تا از این حقارتی که دارند نجات یابند و کمک شان میکنند تا به این شیوه ها متوسل نشوند تا نه مزاحم دیگران شوند و نه خودشان را عذاب بدهند.

شنبه 10 اردیبهشت1390 3:57 PM | چپ دست|
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند

می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و
بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند...

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد

بخاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ‫ولی از سرما یخ زده میمردند...

ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از منقرض شود.

پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که : با زخم
های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند ،
چون گرمای وجود دیگری مهمتراست...

و این چنین توانستند زنده بمانند...

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن
است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و خوبیهای  آنان را تحسین
نماید...

سه شنبه 6 اردیبهشت1390 9:22 PM | چپ دست|

دوشنبه 22 فروردین1390 2:59 PM | چپ دست|

در آن دورانی که کسی نمی‌توانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد،

خانمی انگلیسی سفری به هندوستان را برنامه‌ریزی کرد. مهمان‌خانهء کوچکی را

که متعلق به مدیر مدرسهء محلی بود در نظر گرفت و اطاقی رزرو کرد. چون نگران

بود که آیا در مهمانخانه توالت وجود دارد یا خیر، در نامه‌ای به مدیر مدرسه سؤال کرد

که آیا در مهمانخانهء مزبور WC وجود دارد یا خیر.

مدیر مدرسه تسلط کاملی به زبان انگلیسی نداشت. نزد کشیش محلی رفت و پرسید که WC به چه معنی است. کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که خانتم مزبور طالب wayside chapel( کلیسای کنار جاده)است که بداند آیا نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر و ابدا به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنای توالت باشد.مدیر مدرسه در جواب خانم نامه ای نوشت.متن نامه به شرح زیر است....

خانم عزیز در کمال مسرّت به اطلاع شما می‌رسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشه‌ای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آن را چشم‌اندازی زیبا فرا گرفته است. این WC گنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار می‌رود افراد بسیاری در ماه‌های تابستان به اینجا بیایند، توصیه می‌کنم زودتر تشریف بیاورید.. اما، در این wc فضای ایستاده هم زیاد وجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتباً به آنجا بروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواج کرد و در آنجا بود که با شوهرش ملاقات کرد. واقعهء بسیار عالی و جالبی بود. در هر محلّ نشستن ده نفر نشسته بودند. مشاهدهء سیمای آنها و شادمانی آشکار بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه می‌توان عکس گرفت. متأسّفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبه‌ای که رفته می‌گذرد که البته برای او بسیار دردناک است.
البتّه مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان می‌آورند و تمام روز را آنجا می‌گذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح می‌دهند قبل از وقت بیاییند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آن بانوی محترم توصیه می‌کنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازندهء ارگ نیز می‌آید و همراهی می‌کند..
جدیدترین چیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد می‌شود زنگ می‌زند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمن‌گاه مخملی برای همه فراهم می‌کند چون بسیاری بر این باورند که مدتها است چنین چیزی لازم بوده است. چشم به راهم که شما را تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند.
 با احترامات فائقه – مدیر مدرسه
خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البته هیچوقت به هندوستان نرفت.

پنجشنبه 18 فروردین1390 6:54 PM | چپ دست|
سلام

آدما عین کتاب میمونن

بعضیا واسه یه بار خوندنن بعضیا روصدبارم بخونی سیر نمیشی

بعضیا گرون وکمیابن بعضا فراوون وارزون بعضیا قیمتشو پشت جلدشون زدن بعضیاش اصلا قیمت نداره

بعضیا ادمو به سمت خودش میکشونه بعضیا روازدور که میبینی سمتش نمیری

بعضیا جلداشون قشنگه ولی مطلب نداره بعضیا جلد خوبی نداره ولی مطلب داره بعضیام هم مطلب داره هم جلدش خوشگله

بعضیا فقط تو مدرسه ودانشگاه به دردت میخورن بعضیا همه جا به دردت میخوره بعضیام اصلان به درد نمیخورن

و.......

چهارشنبه 17 فروردین1390 8:43 PM | چپ دست|

هیچ پوزش ومعذرتی درکارنیست دوست دارم دیر به دیر بیام

اصلا هرکی دیر بیادکلاسش بالاست       

میخوام چندتا نصیحت برای بالا رفتن کلاستون بهتون بگم

1.دیر به دیرآپ کنید وقتی هم آپ کردید ازاینکه چندروز رفته بودید دوبی یا کیش یا یه همچین جاهایی معذرت خواهی کنید

البته میتونید دانشگاه روهم بهونه کنید بستگی به نوع کلاس خودتون داره

2.نظرای وبلاگتون رو تایید نکنید وتوی قسمت (درباره وبلاگ)اینوذکرکنید که در این وبلاگ هیچ نظری تایید نمیشود فقط خوانده میشود!

3.اصلا لازم نیست خودتون رو به زحمت بندازید تا جواب کسایی روکه براتون نظرگذاشتن رو بدید کلاستون خیلی میاد پایین

4.اصلا قسمت نظرخواهی روکلا بردارید تاکسی نتونه براتون نظربذاره خیلی کلاس داره

5.اگرخدای نکرده خواستید برای کسی نظر بذارید از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنیدواز وبلاگ یا نوشته هاش ایراد بگیرید مثل این(وبلاگ وزینی دارید فکرمیکنم افکارتون فمنیسمی هست بهتره نوشته هاتون ازدموکراسیه بالاتری برخودارباشه )

6. به خاطر پایین بودن بودن سطح وبلاگ از لینک کردنش معذرت خواهی کنید وبگید (اگه میخوای ضررنکنی منو بااسم وبلاگم حتما لینک کن)

7.اصلا کسی رو لینک نکنید به هیچ وجه کلاستون میاد پایین

8.قالب وبتون هم حتما ساده باشه وبرای بالاتر رفتن کلاس یه موزیک کلاسیک هم توی وبلاگتون بذارید

9.توصیه ی اکید اینه که اصلا ازاین شکلکا توی وبتون به کار نبرید کلی کلاستون پایین میاد

10.اسم وبتون هم یه اسم خارجی بذارید مثل این(وارلایک)یا یه اسم اینجوری(دیوانه ای با تراوشات ذهنی زیاد)یا(مشت ومال چی عارف)

11.یه عکس ازخواننده ها یابازیگرای خارجی هم اول وبتون بذاری

12.دست آخرهم توی پروفایل خودتون با توجه به نوع کلاس مورد نظرهردروغ ودمبلی که بلدید سرهم کنید

13.اصلا پروفایلتون فعال نباشه کلاس بیشتری داره اینطورنیست

14.توی پست هاتون ازجمله های هگل ارسطو وبقیه فلاسفه غربی استفاده کنید

16.نظراتتون رو انگلیسی یا حداقل فینگلیشی بنویسید کلاس عظیمی به دنبال داره

17.توی وبلاگتون ذکر کنید که از انتقاد های سازنده استقبال میکنید آخه کلاس داره ولی اگه کسی انتقاد کرد به طور خصوصی(که کلاستون پیش همه پایین نیاد)هرچی از دهنتون در میاد بهش بگین

18.به جای کلمه وبلاگ از بلاگ وبه جای وبلاگت از بلات استفاده کنید کمی کلاس داره ولی همینم خوبه

19.سعی کنید پستاتون از سه چهار خط بیشتر نشه مثل این(خاک بازی رادوست دارم)یا این(کلاغی جلوی خانه یمان مرده آه)خیلی با کلاسه

20.اینو میذارم به عهده شمادوستان عزیز

چهارشنبه 28 مهر1389 11:8 PM | چپ دست|

امسال تابستان پدرمان قول داده بود اگرمعدلمان از12بیشترشودبرایمان دوچرخه کورسی بخرد.مانیزکه میخواستیم جلوی پدرمان کمنیاوریم مثل چیز درس خواندیم ولی درراستای اینکه مادراین زمینه ها اتفاقا خیلی مغزخر خورده ایم معدلمان از10فراترنرفت.ماکه عشق دوچرخه کوروکرمان کرده بودرفتیم پیش یکی ازاین موسساتی که مدارک جعلی درست میکنندیک کارنامه تروتمیس بامعدل19.5برای خود ردیف کردیم.وقتی کارنامه رابه خانه بردیم مادرمان بسیار خوشحال شدویک عالمه مارابوس کرد.ولی پدرمان فردای ان روز به جای انکه برایمان دوچرخه بخردماراتامیخوردیم کتک زد.کریم دوست کودنم میگوید"گویاشایدپدرت فهمیده که کارنامه ات دروقکی است"ولی به زعم ماپدرمان چون که مادرمان بوسمان کردبه ماحصودیش شد.مادرهمین جابه پدرمان توصیه میکنیم"اینقدرخصیص نباشدوبداندکه دنیادوروز بیشتر نیست ویک دوچرخه پیزوریارزش این همه ظلم وستم به ماراندارد وبه فکرسرای آخرتش باشد.فرداروزکه مردخاک گورهم سیرش نمیکند"

ازدیگرتفریحات مادرتابستان دیدن برنامه ماهواره بود.البته ماماهواره نداریم.اگرهم داشته باشیم به خوبی فرهنگسازی شده ایم.مثلامن خودم برخی ازکانال های ماهواره راغفل کرده ام تاپدرومادرمان بادیدن آن کانال ها ازراه به درنشوند.

ازدیگرتفریحات مادرتابستان رفتن به عروسی های مختلف بود.آن اول ها مااصلا دوست نداشتیم با مادرمان به عروسی برویم؛چون مااحساس میکردیم مردشده ایم وخوشمان نمیامد قاتی زنها باشیم.ولی وقتی مادرمان بافحش وکتک مارا به عروسی برد،دیدیم عجب خبتی میکردیم ودر آنجابه ماخیلی خوش میگذشت.زیراهمه ی دوستان وآشنایان مادرمان ما رابغل میکردند.همچنین حرکات موزون انجام میدادند.ازآن به بعد در راستای اینکه ماخیلی قیرتی میباشیم واجازه نمیدهیم مادرمان تنهایی جایی برود،با او به عروسی میرفتیم.البته این موضوع هرگز مردانگی مارا زیر سوال نمیبرد.بلکه همانطورکه اشاره فرمودیم قیرت ماراثابت میکند.اتفاقادریکی ازهمین عروسی ها با خانمی هم سن وسال خودمان آشنا شدیم.به چشم خواهری خانم بسیار باکمالاتی بودند.چون ماپسر خیلی باحجب وحیایی بودیم رویمان نشد به اوبگوییم که نیمه ی گمشده ماست،همچنین ما ازهمین جابه ایشان قول میدهیم وقتی بزرگ شویم مرد پولداروخوشتیپی شویم ودست بزن داشته باشیم.ایشان هم بایدبه ماقول بدهند اگر دعوایمان شدزود پای مهریه را وسط نکشند.همچنین مادلمان 8تا بچه میخواهد هاگفته باشیم فردا روز دبه نکند ها.

"در اواخر تابستان من وخواهرم هر روز یک کیلو تخمه میخریدیم وصبح تاشب برنامه ی نمایندگان مجلس را گوش میکردیم.ما میدیدیم نمایندگان چقدرصبح تاشب زحمت میکشندوچقدر فشار رویشان است.من خودم در یکی از آن عکسها دیدم که اینقدر نمایندگان خسته بودند که درجلسه همه اشان خوابیده بودند.ماازهمینجا تشکرات لازم را ازشان داریم."

آخرتابستان هم مثل همیشه پدرخسیسمان به ما قول داد که مارا به مسافرت ببردولی خودش را به مریضی زد وگمان کرد ما خریم ونمیفهمیم.ماواقعا برای پدرمان متاسفیم.

این بود انشای مابا اینکه درس انشا حذف شده است......!!!!!
شنبه 17 مهر1389 3:36 PM | چپ دست|
قلم بر قلب سفید كاغذ می گذارم و فشار می دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسیار خوب و پر بركتی بود. سال گذشته پسر خاله ام زیر تریلییك چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحیمش شركت كردیم و خیلی میوه و خرما و حلوا خوردیم و خیلی خوش گذشت. ما خیلی خاك بازی كردیم. من هر چی گشـــــــــــــــــتم پــــسرخاله ام را پیــدا نكردم. در آن روزپدرم مرا با بیل زد، بدون دلیل! من در پارسال خـــیلی درس خواندم ولی نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بیرون پرت كردند. پدرم من را به مكانیكی فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتای من هر روز من را بازنجیر چرخ می زد و گاهی وقت ها كه خیلی عصبانی می شد من را به زمین می بست و دو سه بار باماشین  یكی از مشتری ها از روی من رد می شد. من خیلی دركارهای خانه به مـادرم كمك می كنم. مادرم من را در سال گذشته خیلی دوست میداشت و من را خیلی ماچ می كرد ولی پدرم خیلی حسود است و من را لای درآشـپزحانه می گذاشت. درســــــال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خیلی از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسیار حــــامله است و پدرم مـــــی گویدیا پسر است یا دوقلو، ولی من چیزی نمی گویم چون می دانم كه بچه ای به این انـــدازهاز هیچ كجای خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته مـا به مسافرت رفتیم و باقطار رفتیم. مــن در كوپه بسیار پدرم را عصبانی كردم و او برای تنبیه من را روی تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابیدم! پدرم در سال گذشته خیلی سیگار می كشید و مادرم خیلی ناراحت است وهــــــــی به من میگوید: كپی اوغلی، ولی من نمی دانم چرا وقتی مادرم به من فحش می دهــــــد، پدرم عصـبانی می شود! در سال گذشته ما به عـــیددیدنی رفتیم و من حدودا خیـــــلی عیدی جـمع كرده ام، ولی پدرم همه آن هارا از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره ای خرید كه بسیار بــد آموزی دارد ومن نگاه نمی كنم و پدرم از صبح تا شب شوهای بی نــاموسی نگاه می كند وبشكن می زند. پــــــدرم در سال گذشته رژیم گرفته بود و هر شب با دوستهایش آب و ماست و خیار می خورند و می خندند، گاهی وقتا هم آب با چیپس وماست موسیر! راستی یادم رفت پارسال ما با ماشین خودمان داشتیم میرفتیم مسافرت كه داداشم می خواست پوست تخمه رو از پنجره بندازه بیرون كه یهو یه تریلی از كنار ماشین رد شد و دست داداشم را از بازو قطع كرد و ما همگی خندیدیم. من خیلی سال گذشته را دوست دارم و این بود انشای من!!!
جمعه 16 مهر1389 3:55 PM | چپ دست|
ananazi&sajjad

.header .subtitle {color:white;font-family: Tahoma; font-size: 9pt;text-align:center;margin-top:0px;} .bodyposts{float: right;text-align: right;padding-right:3px;width:520px;background-color:white} .sidebar{float: left;background-color:white;width:180px;;background-color:white;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;text-align:right;line-height:1.5em;} .sidebar h3{margin-bottom:3px;margin-top:0px;font-family: Tahoma;font-size: 8pt;font-weight: 600;} .post .hl{font-size: 9pt;font-family: Tahoma;color:blank;margin-bottom:5px} .post .hl A:link{font-size: 9pt;font-family: Tahoma; font-weight: bold;text-decoration:none;color:navy} .post .hl A:hover{font-size: 9pt;font-family: Tahoma; font-weight: bold;text-decoration:none;color:blue} .post .hl A:visited {font-size: 9pt;font-family: Tahoma; font-weight: bold;text-decoration:none;color:navy} .post .cnt{font-family: Tahoma;color:blank; font-size: 9pt;line-height:1.5em;} A:link{color:#2277DD;text-decoration:none;} A:visited {color:#2277DD;text-decoration:none;} A:hover{color:Red;text-decoration:none;} .post .info{font-family: Tahoma; color:#6F6F6F;margin-top:10px;font-size: 7pt;} .post .info A{font-size: 8pt;} .profile{line-height:1.5em;text-align: justify} .profile img{margin:2px}

من یک چپ دستم

.....بگذارچپ دست بودن افتخار تو باشد

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->